سيد حسن آصف آگاه

94

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

آن‌گاه شهريارى به « كى » رسد . 19 . بسيار بىشمارند ، سپاه باهمت با درفش‌هاى آراسته . بعضى گفته‌اند : « از سگستان ) n ? atsigaS [ سيستان ] ) و پارس و خراسان » . بعضى گفته‌اند : « از درياچهء پدشخوارگر » . بعضى گفته‌اند : « از اريان ) n ? ayrA ( و كوفستان ) n ? atsif ? oK ( » . بعضى گفته‌اند : « از تبرستان » . و از اين ناحيه جوانى برگزيده ظهور خواهد كرد . 20 . درفش‌هاى آراسته وجود دارد و سپاه پدشخوارگر بىشمارتر از مسلحان و سپاهيان و سپاه پادشاهى ايران است . بعضى گويند : « آنها را كه كرت ) traK [ كرد ] ) و كريت ) t ? iraK ( و كرمانى نامند ، پيداست كه آنان با نيرويى واحد و درفشى واحد تعداد بسيارى از آدم‌ها را در ده‌هاى ايران بكشند » . 21 . آن ( مردم ) خشم تخمه و سپاه فراخ شيدسپى كه نام آنها « گرگ‌هاى دوپا » است و ديوان چرمين كمربند سه كارزار كنند : ( يكى ) در ساحل اروند ، يكى در « سپيد بيشه » و يكى در « دشت نشانه » . بعضى گفته‌اند : « در درياچهء سه تخمه » . 20 بعضى گفته‌اند : « در مرو درخشان » . 21 بعضى گفته‌اند : « در پارس » . 22 . براى حفاظت از روستاهاى ايران از خراسان سپاه بىشمار با درفش‌هاى افراشته آيد ، يعنى آنها درفش از پوست ببر دارند و درفش‌هاى كاملا سپيد دارند و با سپاه بىشمار تا اقامت‌گاه ديوان فروتازند و چنان بكشند كه اگر 100 زن بعدا ( فقط ) يك مرد را ببينند ، وى را بخواهند . 23 . اى زرتشت سپيتمان ، هنگامى كه زمان به پايان رسد ، دشمنان بسان تنهء درختى چنان نابود شوند كه چون شب سرد زمستانى بدان رسد ، در اين شب تمام برگ‌ها نابود شود . آنان روستاهاى ايران را كه من ، اورمزد ، آفريده‌ام ، ديگربار بيارايند . 24 . اى زرتشت سپيتمان ، مينوى بد همراه با ديوان از تخمهء ظلمانى خشم با گرز خونين ( سخت ) بتازد ، براى حمايت و يارى ديوپرستان از تخمهء خشم شتابند . 25 . من ، آفريدگار اورمزد آيم و ( با من ) ايزد نريوسنگ 22 و سروش پرهيزگار 23 به كنگ دژ ) zidgnaK ( 24 كه سياوش درخشان ساخت تا به چهروميان ) n ? ayimkarti ? C ( ، پسر گشتاسب ،